الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
590
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
دوم : فشار از جهت پوشاك كه كيفر زن مرتد است . از على - عليه السلام - روايت شده : . . . به او لباس نمىدهند مگر پارچهء خشن آن هم به مقدارى كه عورتش را بپوشاند و او را از گزند حفظ كند . « 1 » سوم : بستن دست و پا ، كه كيفر چند دسته است : الف ) مادر زنادهنده : شخصى نزد رسول خدا آمد و گفت : مادرم دست نامحرم را رد نمىكند . فرمود : او را زندانى كن . گفت كردم . فرمود : مانع ورود نامحرم شو . گفت : شدم . فرمود : پس او را ببند . « 2 » ب ) كارگزار خائن : داستان ابن هرمه ، فرماندار سوق الاهواز . على - عليه السلام - نوشت : او را به زندان ببر و پاهايش را ببند . « 3 » ج ) آدم شرور : على - عليه السلام - آدم شرور را در قيد مىكرد و كسى را بر او مىگمارد تا موقع نماز از يك طرف او را باز كند . « 4 » د ) داستان ثمامة بن اثال : ثمامه در حال شرك به قصد عمره آمد ، تا وارد مدينه شد . . . او را نزد رسول خدا آوردند . حضرت دستور داد او را به يكى از ستونهاى مسجد بستند . « 5 » نظر نگارنده : وى پادشاه يمامه بود . پيامبر موقعى كه براى پادشاهان نامه مىفرستاد نامهاى به دست سليط بن عمرو براى او و هوذة بن على فرستاد . « 6 » ه ) كسى كه از پرداخت بدهى طفره مىرود . شيخ كنى مىگويد : از اين فهميده مىشود كه اگر صرف حبس براى اداى دين مفيد نباشد به وسايل ديگرى مثل آهن ( زنجير ) ، مىتوان توسل جست ، بلكه فقيه بايد بداند زندان از باب مثال است به ويژه كه معلوم شد از باب امر به معروف است . پس مدار اين است كه به او فشار بيايد تا بدهى خود را بپردازد گرچه با نگهداشتن او در هواى گرم يا سرد و امثال آن باشد . « 7 »
--> ( 1 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 480 ، ح 1720 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 412 ، ح 1 . ( 3 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 ، ح 1892 . ( 4 ) . مسند زيد ، ص 265 . ( 5 ) . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 246 ؛ نيل الاوطار ، ج 8 ، ص 305 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 169 ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 147 ؛ عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 227 ، ح 121 ؛ مستدرك الوسائل ( به نقل از : عوالى اللئالى ) ، ج 2 ، ص 514 ، ح 4 . ( 6 ) . سيرة النبويه ، ج 4 ، ص 254 ؛ نك : عمدة القارى ، ج 12 ، ص 261 . ( 7 ) . قضاء ، ص 212 .